خانه ی تو کجاست؟
گاه با خود می اندیشم !
راستی خانه ی تو کجاست؟
خانه ی تو اما سرخ سرخ است
سرخ به رنگ خون
جائیست حد فاصل عشق و جنون
آری خانه ی تو «قلب» من است
راستی ، تو میدانی خانه ی من کجاست؟
خانه ی من اما!!!
جائیست میان وهم و گمان
نه زمان می شناسند نه مکان
خانه ی من همه فکر است و خیال
میان مُشتی آرزوهای محال
با خیال تو من خوشبخت خوشبختم
خانه میخواهم چکار
خانه میخواهم چکار
خانه میخواهم چکار...
برچسب:
نویسنده: باران کاشانی