تـا ابــــــــد اي روح بي جـان دوســتت دارم
هيچ سفري مانع ز دوست داشتنت نيست
اي به سفر رفته جــــــــاودان دوستت دارم
...................................................... و اينك چهارمين سالي ست كه سنگ
سرد مزارت ميزبان اشكهاي سوزان من هستند و سر پوشي بر سنگ صبور
غصه هايم و چقدر سخت است جاي خالي شانه هايت حالا كه اشك سهم
بزرگي از زندگي روزمره ام شده است...
برچسب:
نویسنده: باران کاشانی