خرید بک لینک
وای اگر باور آمدنت را در اتاق آشفته اندیشه ام به سینه دیوار نزنم

شاید هرگز آمدنت را جشن نگیرم و با خیال پریشان نیامدنت

همه آنچه را که در حصار اندیشه ام باشد به دست نسیان بسپارم

و ذهنم را با غم نیامدن تو انباشته کنم

و اینک همچو بنده ای عاصی و مقصود گم کرده که از ایزد منان

هدایتش را تمنا میکند من نیز افسانه آمدنت را از روح بزرگوارت

ملتمسانه خواهانم...

برچسب: نویسنده: باران کاشانی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 14:36

صفحه بندی